علی‌رضا پنجه‌یی در باره‌ی بهرام بیضایی، شاهنامه‌پژوهی که جادو می‌آفرید

خانه

فرهنگ و هنر

کتاب و اندیشه

۰۷ / ۱۰ / ۱۴۰۴ - ۱۴:۱۴:۵۲

علی‌رضا پنجه‌یی در یادداشتی نوشت:

بهرام بیضایی، شاهنامه‌پژوهی که جادو می‌آفرید

کد خبر : 1734200

هیچ نمایشنامه‌نویس صاحب سبکی نداریم که متاثر از کتب مقدس و ادبیات منظوم و منثور قدمایی ما و بهره از مثنوی، کلیله و دمنه، خمسه‌ی نظامی، ویس و رامین، و خاصه شاهنامه نباشد، در شاهنامه، روایت ‌محور است و روایاتش هم داستان‌هایی که از قصه و افسانه ساخته می‌شود.

به گزارش خبرگزاری ایلنا، علیرضا پنجه‌ای، شاعر و منتقد ادبی یادداشتی درباره ادبیات نمایشی بهرام بیضایی نوشته است که در ادامه می‌خوانید:

هیچ نمایشنامه‌نویس صاحب سبکی نداریم که متاثر از کتب مقدس و ادبیات منظوم و منثور قدمایی ما و بهره از مثنوی، کلیله و دمنه، خمسه‌ی نظامی، ویس و رامین، و خاصه شاهنامه نباشد، در شاهنامه، روایت ‌محور است و روایاتش هم داستان‌هایی که از قصه و افسانه ساخته می‌شود.

بهرام بیضایی به عنوان یک شاهنامه پژوه از آن در خلق ادبیات نمایشی بهره‌ شایانی برده است. چه از تکنیک و چه از محتوا؛ در واقع او از تاریخ و اسطوره پلی می‌سازد برای ارتباط با مخاطب امروز خود، راز ماندگاری اسطوره و تاریخ جز ادبیات نیست، بیضایی تاریخ و اسطوره را از دریچه‌ نگاه خود به ما روایت می‌کند، آفرینه‌های او واقعیت‌های او از گذشته‌ تاریخی ماست، اسطوره‌هایی که از ذهن خلاق او نقش می‌‌گیرند وجهی جادویی می‌یابند در ذهن مخاطبان خود.

او از اسطوره نه به مثابه‌ داستان بلکه به‌مثابه‌ نیرویی ذی‌حیات برای گفت وگو با اکنون بهره می‌برد.

نقش شاهنامه پر رنگ است در آثار او این است که در واقع از شاهنامه به مثابه‌ی منبع الهام در روایتش و نیز حافظه‌ فرهنگ مشترک زادبومی استفاده می‌برد.

او با بهره از اسطوره‌ آرش(برخوانی)، سیاووش(سیاووش‌خوانی) مسیری نو برای ادبیات نمایشی رقم می‌زند.

در ذهن او اسطوره به مثابه‌ ابزار بازخوانی هویت و مقاومت فرهنگی نقش می‌آفرید.

او با چریکه‌ تارا، مرگ یزدگرد قهرمانان تاریخی و اسطوره‌ای را وارد گفتمان معاصر می‌کند.‌ همچنین تقابل خیروشر تقابل اغلب تراژیک قهرمانان روایات او در پهلوان اکبر می‌میرد، مرگ یزدگرد، چهارصندوق و دیگر آثار مشابه، نگاه نمادین او با سمبلیسم غربی تفاوت ماهوی داشت، در چهارصندوق سرخ نشان تاجر است، زرد روشنفکر، اما سیاه لباس فقر است، سبز هم نماد آیین‌وندان و باورمندان، آن‌ها مترسکی برای رفاه و در امان ماندن می‌سازند، لباس می‌پوشانندش، اسلحه به دوشش آویزان می‌کنند کلاه آفتابگیر بر سرش می‌گذارند تا حافظ منافع‌شان باشد، اما ناگهان او زنده می‌شود و به جای لولوی سر خرمن شدن می‌شود بلای جان همان‌ها که او را ساختند، فرمان می‌راند و آن‌ها را به چهار صندوق می‌افکند. تا آن‌ها راه برونشد از زندان خود می‌یابند الخ....او در چهارصندوق و میراث زبان نمادین برای نقد مناسبات معاصر اختیار می‌کند.

بیضایی اعتقاد راسخ داشت که بدون شناخت گذشته، امروز قابل فهم نیست.

او با آثار درخشانش هرگز از خاطر جمعی ما بیرون نخواهد ماند.

انتهای پیام

http:// https://share.google/xoZ7z7WCssD3JkBon https://t.me/davat1394/18270

https://t.me/davat1394/18270

:علیرضا پنجه‌ای در گفت‌گو با ایلنا :ایرانی‌ها به اتاق پذیرایی خود می‌بالند نه کتابخانه‌شان

:علیرضا پنجه‌ای در گفت‌گو با ایلنا مطرح کرد

ایرانی‌ها به اتاق پذیرایی خود می‌بالند نه کتابخانه‌شان

 

پنجه‌ای می‌گوید: ای کاش بیاموزیم اگر می‌خواهیم پز بدهیم، دیگران را به کتابخانه‌مان دعوت کنیم نه به اتاق پذیرایی. بیاییم بجای فخر فروختن با قالی و پرده، با کتاب‌هایمان خودنمایی کنیم.

 

علیرضا پنجه‌ای (شاعر، روزنامه نگار و منتقد ادبی) در گفتگو با خبرنگار ایلنا؛ با اشاره به اینکه شبکه‌های مجازی و به‌طور کلی اینترنت، باعث کنار رفتن نشریات شده است؛ گفت: وقتی که کامپیو‌تر وارد ایران شد، من خود و خانواده‌ام را موظف کردم نحوه‌ی کار با آن را فراگیریم و همیشه در مصاحبه‌ها، به ضرورتِ کامپیو‌تر و اینترنت اشاره کرده‌ام. وجود گوشی‌های هوشمند و اینکه اینترنت در هر ساعتی در اختیار شماست؛ باعث شده فروش نشریات بسیار کم شود.

 

در فرهنگ اینترنت، رفرنس وجود ندارد

 

او ادامه داد: در دههٔ شصت و هفتاد نشریه‌ای که ما منتشر می‌کردیم دوازده‌هزار نسخه تیراژ داشت. اما این روز‌ها وضعیت نشریات بسیار بد شده است. تیراژ پایینی از روزنامه‌ها به یکی از پرخواننده‌ترین استان‌های ایران یعنی گیلان، با جمعیتی بالغ بر سه میلیون نفر، در تعدادِ بسیار پایین می‌رسند. مثلاً روزنامه‌ی آرمان هشتصد نسخه، روزنامه‌ی اعتماد پانصد نسخه، روزنامه‌ی آفتاب یزد هفتصد نسخه و... به همین ترتیب تعداد روزنامه‌هایی که به شهرستان‌ها می‌رسد، بسیار پایین است که‌‌ همان تعداد هم با سی تا هفتاد درصد برگشتی مواجه است.

 

این روزنامه‌نگار با اشاره به اینکه آماری که به مردم داده می‌شود به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست، بیان کرد: متأسفانه برخی سایت‌های اینترنتی و کانال‌ها و شبکه‌های مجازی، برای اینکه تبلیغات خود را بیشتر در معرض دید قرار دهند، از بزرگان ما جملاتی می‌آورند که کذب محض است. این وضعیت به شدت بحرانی است و همه‌ی ما باید مراقب باشیم و مسئولان اطلاع‌رسانی درست کنند. در این میان شایعه‌های عجیب ساخته می‌شود و دروغ‌هایی را به اهل قلم نسبت می‌دهند. بخشی از این‌ها، تکنیک‌های زرد ژورنالیستی است. در فرهنگ گوگل و شبکه‌های اجتماعی، رفرنس جایگاهی ندارد و همین باعث می‌شود کپی کردن به یک امر طبیعی بدل شود. البته باید حضور آدم‌های حرفه‌ای در این کانال‌ها بیشتر شود و مرتب اطلاع‌رسانی کنند.

 

پنجه‌ای افزود: مشکلی که وجود شبکه‌های اجتماعی برای ما به همراه داشته است، غلط‌نویسیِ املای فارسی است. ما همیشه بر درست‌نویسی زبان فارسی تأکید داشتیم که متأسفانه این روز‌ها به آن بی‌توجهی می‌شود.

 

ادبیات ما درحال پوست انداختن است

 

این شاعر با بیان اینکه در حوزه‌ی شعر، جریان ساده‌نویسی مطرح شده، اظهار داشت: البته این جریان بد نیست و ذائقه‌هایی را در شعر معاصر ما تربیت می‌کند مثلا برای شعر مدرن، پست مدرن و آوانگارد. اما در شبکه‌هایی مانند فیسبوک می‌بینیم دلنوشته‌هایشان را به عنوان شعر منتشر می‌کنند. متأسفانه ناشران ما هم به این مسئله توجه نمی‌کنند که از مشاوران خوبی برای انتخاب کتاب‌ها استفاده کنند. ناشران ما برای مشاوره به سراغ جوانان نه چندان باتجربه‌ای می‌روند و طبیعی است که چنین جوانی خط دیگری را دنبال می‌کند. کسانی مثل کاظم اشکوری، علی باباچاهی، عنایت سمیعی و... هرگز معامله نمی‌کنند.

 

وی با ابراز امیدواری در این باره که مردم باز هم به سمت کتاب بازمی‌گردند، گفت: مردم به زودی از گوشی‌های هوشمند و سرگرم شدن در شبکه‌های اجتماعی خسته می‌شوند و به کتاب بازمی‌گردند. آن‌ها برای این کار به یک نوستالژی نیاز دارند. تنها باید اجازه‌ی آن نوستالژی را به مردم بدهیم. کسی نمی‌تواند در یکی از این کانال‌های تلگرامی به دنبال خواندن کتاب فنون بلاغت و صناعات ادبی باشد! این فرهنگ را باید در جامعه جا بیندازیم. یک زمانی سینما هم در رکود بود اما امروز اینگونه نیست. ادبیات ما فعلا در حال پوست انداختن است. جهان رایانه زندگی آدم را در یک تراشه خلاصه کرده است. تمام خاطرات خانوادگی‌ات را، کتاب‌هایت را و تمام آثارت را می‌توانی در یک تراشه با خودت حمل کنی. جهان روز به روز پهناور می‌شود و این پهناوری، نیازمند شناخت است.

 

صداوسیما، مردم را در سطح نگه می‌دارد

 

پنجه‌ای در اشاره به رویکرد صداوسیما بیان کرد: صداوسیما برای مقابله با ماهواره، استندآپ کمدی را راه انداخته که اکثراً بی‌مزه است. تلاششان بر این است که مردم را در سطح نگه دارند. در حوزه‌ی شعر هم اینچنین است. شعر، مادر هنرهای ایران است. اگر یک ایرانی بخواهد خود را برای کسی معرفی کند باید ابیاتی از شعر کهن و سطرهایی از شعر نو را برای او بخواند.

 

وی در پایان سخنان خود با اشاره به اهمیت مطالعه و  کم‌توجهی به این مهم در جامعه‌ی امروز ایران گفت: کاش بیاموزیم که اگر می‌خواهیم پز بدهیم، دیگران را به کتابخانه‌مان دعوت کنیم نه به اتاق پذیرایی. بیاییم بجای فخرفروختن با قالی و پرده، با کتاب‌هایمان خودنمایی کنیم. خانه‌‌ی بی‌کتاب، خانه‌ای تاریک است. ما در جامعه‌مان نیازمند نگاه‌های حرفه‌ای و کار‌شناسانه هستیم

علیرضا پنجه ای

.

منبع  http://www.ilna.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/362223-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%82-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%AF-%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D9%86